Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : واجب الوجود

تلفظ بین المللی : /vˈɑdʒbˈɑluːdʒˌuːd/ تلفظ :‌ [v'AdZb'Alu:dZ,u:d]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • واجب الوجود غیرم
  • واجب الوجود غیرمکافی
  • واجب الوجود لذات
  • واجب الوجود لذاته
  • واجب الوجود بالذات
  • قاعده واجب الوجود بالذات واجب من جمیع الجهات
  • مفهوم واجب الوجود
  • واجب الاتباع
  • واجب الاذعان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

واجب الوجود. [ ج ِ بُل ْ وُ ] ( ع ص مرکب ) آنکه ذات او مقتضی وجود او باشد چنانچه ذات باری تعالی که ذات او در وجود محتاج غیر نیست. ( غیاث ) ( آنندراج ). گرور فرتاش . ( ناظم الاطباء ) ( برهان ). شایسته بود که خدای تعالی باشد. ( ناظم الاطباء ). کسی که وجودش از ذات او باشد و احتیاج به چیزی نداشته باشد. ( از تعریفات جرجانی ). واجب الوجود نفس وجود است و واجب بغیره عارض بر وجود و زاید بر ماهیت است. ( حکم...

فرهنگ عمید

ویژگی آن که وجودش به ذات خودِ اوست و محتاج غیر نیست، خدای یگانه، بایابود، بایسته بود، واجب.

دانشنامه آزاد فارسی

واجِبُ الوجودموجود قائم به ذات که وجودش ذاتاً ضروری باشد. در فلسفه موجود را به واجب و ممکن تقسیم می کنند. واجب الوجود به وجودی اطلاق می شود که خودبه خود وجود داشته و موجودیت آن، مستقل و بی نیاز از دیگری است. اما ممکن الوجود موجودی است که خودبه خود وجود ندارد و تحقق آن منوط به موجود دیگری است که از آن به علت وجودی تعبیر می شود. بنابراین، هر ممکن الوجودی، معلول است اما واجب الوجود معلول نیست و علت ن...

دانشنامه عمومی

واجب الوجود یا به اختصار واجب در فلسفه و کلام؛ یکی از دو حالتی است که از بررسی هستی هر موجودی می توان آن را به موجود مورد بحث نسبت داد. یعنی می توان گفت بودن آن موجود، واجب (یا ممکن الوجود) است.همچنین یکی از حالاتی است که یک مفهوم ذهنی از نظر امکانِ در خارج از ذهن بودن می تواند داشته باشد.یعنی می توان گفت که بودن یک مفهوم ذهنی به خصوص، واجب یا ممکن یا ممتنع است.موجود شدنش در عالم واقع، محال است، ک...

مترادف و متضاد

self-existent (صفت)
واجب الوجود

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] منظور از وجوب در اصطلاح «واجب الوجود»، ضرورت ثبوت وجود است.توضیح این که در علم منطق بیان شده است؛ هر قضیه ای متشکل از موضوع، محمول و نسبت است. مثلا وقتی می گوییم حسن ایستاده است؛ «حسن» موضوع و «ایستاده» محمول است؛ اما نسبت، همان اتحاد موضوع (حسن) و محمول (ایستاده) است؛ به تعبیر دیگر ثبوت محمول (ایستاده بودن) برای موضوع (حسن) است.انواع نسبت از دیدگاه منطقیوننسبت از نظر منطقیون به گونه ها...

کلمات مرتبط

  • واجب الوجود غیرم
  • واجب الوجود غیرمکافی
  • واجب الوجود لذات
  • واجب الوجود لذاته
  • واجب الوجود بالذات
  • قاعده واجب الوجود بالذات واجب من جمیع الجهات
  • مفهوم واجب الوجود
  • واجب الاتباع
  • واجب الاذعان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات