وابوسیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) روگردان شدن و بی دماغ گشتن. ( آنندراج ) ( از فرهنگ نظام ). بیزار شدن و متنفر گشتن. ( ناظم الاطباء ). اعراض کردن. ( غیاث اللغات ) : یحیی گل بوسه ز آن دهان تا چیدم در باغ جهان غنچه بدبو دیدم با آن همه آرزو، لب لعلش رایک مرتبه بوسیدم و وابوسیدم.یحیی شیرازی ( آنندراج و فرهنگ نظام ).|| دست از کاری کشیدن و ترک عزم کردن. ( ناظم الاطباء )....
فرهنگ معین
(دَ ) (مص م . ) ۱ - بازبوسیدن .۲ - خاتمه دادن به کشتی . ۳ - روگردان شدن ، متنفر گشتن .
دانشنامه آزاد فارسی
اصطلاحی در کشتی به معنی ترک کردن کشتی. حریفان بعد از پایان کشتی به صورت یا پیشانی همدیگر بوسه می زنند یا پشت دست راست خویش را به پیشانی طرف می نهند و سرها را آن قدر به هم نزدیک می کنند که کف دست طرفین به یکدیگر می چسبد و سپس از هم جدا می شوند. این اصطلاح در خارج از زورخانه هم در موردی که یکی نسبت به دیگری اظهار عجز می کند رایج است؛ مثلاً می گویند «ما که وابوسیدیم».wikijoo: وابوسیدن...