وابردن. [ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) بازبردن : کشف ؛ وابردن اندوه ، وابردن پرده. ( ترجمان القرآن ). استکشاف ، فرج ؛ وابردن اندوه و غیره. ( منتهی الارب ) : آوازی شنود که هان اگر میخواهی تا نعمت جمله دنیا وقف تو کنم اما اندوه خویش از دلت وابرم که اندوه و نعمت دنیا هر دو در یکدل جمع نیاید. ( تذکرة الاولیاء ). || وابردن ( نان )؛ واکردن وپهن کردن خمیر نان باشد بجهت لواش پختن. ( برهان )....