Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وا

تلفظ بین المللی : /vˈɑ/ تلفظ :‌ [v'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش دزفولیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • وا کردن
  • وا خیسیدن
  • وا انجیل
  • وا بزوئن
  • وا بزوئه
  • وا بیارد
  • وا بیشکا
  • وا زن
  • وا لگ زن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش دزفولیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

وا. (ص ) به معنی دور بنظر آمده است که نقیض نزدیک باشد. (برهان ).

وا. (اِ) در کلمه ٔ «اوروا» و «خشک وا» معنی خاص دارد شاید به معنی آرد یعنی دقیق الحنطه و غیره باشد.

وا. (ص ) گشاده . باز : مغان گشاده در فیض و بسته در مرتاض که باد وا همه درهای فیض بر فیاض .آصفی ....

فرهنگ عمید

باز؛ گشوده.
⟨ وا کردن: (مصدر متعدی) [عامیانه] باز کردن؛ گشودن.

پیش از فعل دلالت بر تکرار دارد؛ دوباره؛ باز: واگذاردن، واگفتن، واخواستن، وارهیدن، وابستن.

آش: شوروا، سکوا: ◻︎ ز ده گونه ریچال و ده گونه وا / گلوبندگی هر یکی را سزا (ابوشکور: شاعران بی‌دیوان: ۹۷).

پیش از فعل دلالت بر تکرار دارد، دوباره، باز: واگذاردن، واگفتن، واخواستن، وارهیدن، وابستن.باز، گشوده.* وا کردن: (م...

فرهنگ معین

(ص .) باز، گشاده .

(اِ.)= با. ابا. وا: آش .

(پس .) به آخر اسم پیوندد دال بر نگهبانی و حفاظت : پیشوا.

(حراض .) 1 - به معنی «با» معیت را رساند: گویند ما وا شماییم [ و دین شما. ] ... 2 - به معنی «به »: بندة من (خدا) پشت وامن داد و کار وامن گذاشت .

(عا.) = وای : 1 - کلمه ای که به هنگام شدت مرض و احساس درد و رنج گویند. 2 - در موقع تأسف خوردن استعمال شود. 3 - در مورد تعجب به کار...

فرهنگ فارسی

با

دانشنامه عمومی

باید

گویش مازنی

۱باز – گشاد ۲شکفته

۱از اصوات تعجب ۲هوس

باد – ورم – آماس،از بیماری های گوسفند

/vaa/ باد – ورم – آماس، از بیماری های گوسفند & از اصوات تعجب - هوس & باز – گشاد - شکفته

گویش دزفولی

باید

گویش بختیاری

1. با، همراه vâ to>:با تو، همراه تو> ؛ 2. باز dar-e vâ kon>:در را باز کن> ؛ 3. گشاد،فراخ sinula dar vâ>:کوزه‏درگشاد> .

مترادف و متضاد

آش

شکفته

جدا، سوا

باز ≠ بسته

۱. باز
۲. جدا، سوا
۳. شکفته
۴. آش
۵. با ≠ بسته

واژه نامه بختیاریکا

با
با؛ بادا؛ باد
باید
به. مثلاً گرده وا گردِه یعنی پشتاپشت؛ به پشت
به؛ وا هالو بُردِن
در. مثلاً وا ای روزس یعنی در روز بعدش
دوباره؛ باز مجدد. مثلاً واکُهِستِن یعنی باز روشن شدن
طرف؛ با. مثلاً زی وا یعنی این طرف
( وا ؟ ) حرف تعجب
( وا! ) ووش

کلمات مرتبط

  • وا کردن
  • وا خیسیدن
  • وا انجیل
  • وا بزوئن
  • وا بزوئه
  • وا بیارد
  • وا بیشکا
  • وا زن
  • وا لگ زن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات