معانی کلمه : هیچگونه
لغت نامه دهخدا
هیچ گونه. [ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) هیچ قسم :
مگردان دل از مهر افراسیاب
مکن هیچ گونه به رفتن شتاب.ز فرمان او هیچ گونه مگرد
تو پیرایه دان بند بر پای مرد.
مگردان دل از مهر افراسیاب
مکن هیچ گونه به رفتن شتاب.ز فرمان او هیچ گونه مگرد
تو پیرایه دان بند بر پای مرد.
فرهنگ عمید
کلمۀ نفی، هیچ نوع، هیچ شکل.
مترادف و متضاد
any (صفت)
هر، هیچگونه
whatsoever (صفت)
هیچگونه
