معانی کلمه : هیوند
لغت نامه دهخدا
هیوند. [ هی وَ ] ( اِ ) بر وزن ریوند، عفت و پرهیزگاری. ( برهان ) ( آنندراج ).
دانشنامه عمومی
واژه نامه بختیاریکا
از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( تش ) ( ت ) عیسوند؛ ( ط ) مِیوند
