معانی کلمه : هیس
لغت نامه دهخدا
هیس . (صوت ) در تداول ، آهسته گوی . آهسته رو. آواز مده . هیچ مگوی . خاموش ! آهسته ! یواش ! صوتی است که از آن امر به آهسته گفتن یا سکوت کردن خواهند و در آن تحذیر یا تنبیه گونه ای است که مخاطب را از بیدار شدن خفته یا متألم شدن بیماری آگاه کنند یا از شنیدن کسی که نباید بشنود ترسانند. (یادداشت مرحوم دهخدا).
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱از اصوات جهت حرکت گوسفندان ۲ساکت و آرام
/his/ از اصوات جهت حرکت گوسفندان - ساکت و آرام
