معانی کلمه : هیز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. چشم چران.
۲. [قدیمی] مخنث، بدکار، پشت پایی.
۳. [عامیانه] بی شرم: گفتم همی چه گویی ای هیز گلخنی / گفتا که چه شنیدی ای پیر مسجدی (عسجدی: لغت نامه: هیز ).
۲. [قدیمی] مخنث، بدکار، پشت پایی.
۳. [عامیانه] بی شرم: گفتم همی چه گویی ای هیز گلخنی / گفتا که چه شنیدی ای پیر مسجدی (عسجدی: لغت نامه: هیز ).
فرهنگ معین
(ص . ) مخنث ، بدکار.
دانشنامه عمومی
هیز (فیلم ۱۸۹۷). هیز (انگلیسی: Peeping Tom) یک فیلم صامت آمریکایی محصول ۱۸۹۷ میلادی است. این فیلم توسط بیوگراف کمپانی ساخته شد.
wiki: هیز (فیلم ۱۸۹۷)
گویش مازنی
۱ترسو – بزدل ۲کسی که در تصمیم گیری مردد است
/hiz/ ترسو – بزدل - کسی که در تصمیم گیری مردد است
گویش بختیاری
هیز، بدچشم.
مترادف و متضاد
امرد، پشتپایی، کونی، مخنث، مفعول، ملو، نرمشانه
واژه نامه بختیاریکا
پشتوانه؛ پشتیبان
خیز
خیز
