هیرمند. [ م َ ] (اِخ ) و هیربد، لقب گشتاسب شاه بود. (انجمن آرا) (آنندراج ).
هیرمند. [ م َ ] (اِ مرکب ) آتش پرست که ملازم آتش باشد. مرکب از هیر به معنی آتش + مند به معنی صاحب و دارای ...
(تلفظ: hirmand) (در اوستایی) به معنی دارای پل و دارندهی سد و بند ؛ رود هیرمند از رودهای فلات شرقی ایران .