Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هی

تلفظ بین المللی : /hˈeːj/ تلفظ :‌ [h'e:j]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • هی او
  • هی بخاردن
  • هی بزوئن
  • هی بشکنین
  • هی به هی
  • هی بیاردن
  • هی ددار
  • هی دله بوردن
  • هی دکت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

هی . (اِ) نام دیگر حرف هاء. (المعجم ).

هی . (ع ق ) لغتی است در اًی . (از اقرب الموارد). هی واﷲ؛ یعنی ای واﷲ. هی و ربی ؛ اًی و ربی . (یادداشت مرحوم دهخدا).

هی ٔ. [ هََ ی ْءْ / هی ] (ع مص ) به طعام و شراب خواندن . || بر آب خواندن شتر را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد)....

فرهنگ عمید

۱. کلمۀ تنبیه در مقام آگاه ساختن و خبردار کردن: ◻︎ هشیار شو که مرغ چمن مست گشت هان / بیدار شو که خواب عدم در پی است هی (حافظ: ۸۵۸).
۲. در مقام تحسین.
۳. در مقام تهدید و تخویف.
۴. نهیب.
⟨ هی‌ زدن: (مصدر لازم) نهیب زدن.
⟨ هی‌ کردن: (مصدر لازم و مصدر متعدی) راندن حیوانات.

۱. کلمۀ تنبیه در مقام آگاه ساختن و خبردار کردن: هشیار شو که مرغ چمن مست گشت هان / بیدار ش...

گویش مازنی

مخلوط – آمیخته

۱صوتی است که برای ابراز تاسف بر زبان آورند ۲صوتی برای تهدید ...

/hey/ صوتی است که برای ابراز تاسف بر زبان آورند - صوتی برای تهدید کردن ۳پیوسته ۴راندن و از خود دور کردن & مخلوط – آمیخته

مترادف و متضاد

hallo! (صوت)هی، هالو، اهای، اهوی، یاالله، ای، هالو گفتنhey! (صوت)هی، اهای، ای، وه، هلا، هایgee! (صوت)هیhoy! (صوت)هی، اهایhalloo! (صوت)هی، هالو، اهای، اهوی، یاالله، ای، هالو گفتنheigh! (صوت)هی، ای، هان، ای والله...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی هِیَ: او - آن (مؤنث)معنی شَاخِصَةٌ: خیره شونده (منظور از شخوص بصر در عبارت "فَإِذَا هِیَ شَاخِصَةٌ أَبْصَارُ ﭐلَّذِینَ کَفَرُواْ "این است که چشم آن چنان خیره شود که پلکش به هم نخورد )معنی وَطْئَاً: قدم نهادن (و عبارت "إِنَّ نَاشِئَةَ ﭐللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئَاً " (:حادثه شب شدیدترین قدم نهادن است) و حادثه شب کنایه از نماز شب استو اشاره دارد به اینکه این عمل از هر عمل دیگر در...

واژه نامه بختیاریکا

( هِی ) حرف ندا؛ آهای

کلمات مرتبط

  • هی او
  • هی بخاردن
  • هی بزوئن
  • هی بشکنین
  • هی به هی
  • هی بیاردن
  • هی ددار
  • هی دله بوردن
  • هی دکت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات