هون . (هندی ،اِ) به ضم ها و سکون نون و واو غیرملفوظ به معنی زر مسکوک رایج دکن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (برهان ).
- هون اچترائی ؛نوعی از هون است که واضع آن اچترائی نام راجه شده باشد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
۱. خواری.
۲. رسوایی.
زمین یا کشتزار شیارکرده و کلوخزار.
کلمۀ تٲکید هان: ◻︎ آواز آمد که رو در آتش / تا یافت شوی به گلسِتان هون (مولوی۲: ۷۴۰).
(هَ) [ ع . ] (اِ.) خواری ، رسوایی .
( ~.) (اِ.) زمین کلوخ وار شیار کرده .
۱. خواری، ذلت
۲. سختی، مشقت
۳. رسوایی، فضیحت، ننگ