معانی کلمه : هولی
لغت نامه دهخدا
هولی . (اِخ ) در هندی نام عیدی و جشنی است . (برهان ) (آنندراج ). این جشن را در اوائل فصل بهار برپا می کنند. (فرهنگ عمید).
هولی . [ هََ / هُو ] (اِ) کره اسبی که هنوز زین نکرده باشند و به هندی آهسته و هموار باشد. (آنندراج ) (برهان ) (انجمن آرا).
فرهنگ عمید
کره اسبی که هنوز زین بر پشت او نگذاشته باشند.
فرهنگ معین
(هَ ) (اِ. ) کره اسبی که هنوز زین بر پشت آن نگذاشته باشند.
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
آب تنی
/hooli/ آب تنی
واژه نامه بختیاریکا
( هَولی ) کره خر
