معانی کلمه : هوشبر
لغت نامه دهخدا
هوش بر. [ ب َ ] ( نف مرکب ) بَرنده هوش. ( لغات شاهنامه ) :
بفرمود تا داروی هوش بر
پرستنده آمیخت با نوش بر.
بفرمود تا داروی هوش بر
پرستنده آمیخت با نوش بر.
فرهنگ عمید
آنچه هوش و عقل را زایل کند، هوش ربا.
دانشنامه آزاد فارسی
واژه نامه بختیاریکا
تِوِرنا
