Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هواگیر

تلفظ بین المللی : /hˈavɑɡˌir/ تلفظ :‌ [h'avAg,iR]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • هواگیری
  • راهنمای نگهداری هواگرد
  • راهنمای پرواز هواگرد
  • سامانۀ هواگَرد بیسرنشین
  • گواهینامۀ هواگرد
  • بهینه سازی هواگرد
  • پیشینۀ فنی هواگرد
  • پایداری هواگرد
  • تغذیۀ هواگرد
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

هواگیر. [ هََ ] ( نف مرکب ) هواگیرنده. در حال پرواز.
- هواگیر گشتن ؛ هوا گرفتن. پریدن :
از راه نظر صید دلم گشت هواگیر
ای دیده نگه کن که به دام که درافتاد.
حافظ.
|| که آنجا هوا گذاره دارد. که معرض هواست.

فرهنگ معین

( ~. ) (ص . ) ۱ - اوج گیر، به هوا پرنده . ۲ - در هوا صید شده . ۳ - هوایی ، آرزومند.

کلمات مرتبط

  • هواگیری
  • راهنمای نگهداری هواگرد
  • راهنمای پرواز هواگرد
  • سامانۀ هواگَرد بیسرنشین
  • گواهینامۀ هواگرد
  • بهینه سازی هواگرد
  • پیشینۀ فنی هواگرد
  • پایداری هواگرد
  • تغذیۀ هواگرد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات