هنجار. [ هَِ / هََ ] ( اِ ) راه و روش و طریق و طرز و قاعده و قانون. ( برهان ). در سنسکریت سمکارا به معنی گشتن و گردیدن و راه است. ( حاشیه برهان چ معین ) : به آخر شکیبایی آورد پیش که جز آن نمی دید هنجارخویش.فردوسی.همی شدند به بیچارگی هزیمتیان گسسته پشت گرفته گریغ را هنجار.عنصری.خوشا راهی که باشد راه آنان که دارند از سفر هنجار جانان.فخرالدین اسعد.ره و هنجار ستمکاره همه زشت است ای خردمند مرو بر ره و ...
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] راه و روش، طرز و قاعده. ۲. [قدیمی] راه، طریق، جاده: ز هنجار دیگر درآمد به روم / فروماند گنج اندران مرزوبوم (نظامی۵: ۸۹۸ ). ۳. [قدیمی، مجاز] راه راست.
فرهنگ معین
(هَ ) (اِ. ) ۱ - روش ، طریق . ۲ - قاعده ، قانون .
دانشنامه آزاد فارسی
هَنْجار (norm)رهنمودها و آداب غیررسمی در جامعه برای تعیین رفتارهای اجتماعی متعارف و نامتعارف (در برابر ضوابط و قوانین، که رهنمودهایی رسمی اند). چنین ارزش ها و انتظارات اجتماعی مشترکی با نمونه گیری آماری سنجیدنی و در جوامع و موقعیت های گوناگون متفاوت اند. دامنۀ آن ها از تابوهای شدید، نظیر منع زنای با محارمیا آدم خواری، تا آیین ها و سنت های عادی تر، نظیر نحوۀ استفاده از چنگال برای غذاخوردن، گسترده ا...
دانشنامه عمومی
هَنجار (به انگلیسی: Social Norm) در اصطلاح دانش جامعه شناسی به یک الگوی رفتاری گفته می شود که روابط و کنش های اجتماعی را تنظیم می کند، اکثریت جامعه خود را به آن پایبند می دانند و در صورتی که شخصی آن را رعایت نکند، جامعه او را مجازات می کند. هنجار با قانون کنترل می شود در حالی که این حکم در مورد ارزش ها صدق نمی کند.آناتومی جامعه یا سنة الله: مقدمه ای بر جامعه شناسی کاربردی، فرامرز رفیع پور، تهران: ...