Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هنامه

تلفظ بین المللی : /hanˈɑmeː/ تلفظ :‌ [han'Ame:]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • رودخانه هنامه
  • غارهای هنامه
  • قنات هنامه شیروان
  • برچی هنگامه
  • گل هنگامه
  • هناسه
  • هنگامه ساختن
  • هنگامه نهادن
  • هنگامه کردن
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

هنامه. [ هَُ م ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش شیروان شهرستان قوچان. 490 تن سکنه دارد.آب آن از رودخانه و محصول عمده اش غله و انگور، و کار دستی مردم قالی بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

دانشنامه عمومی

هنامه(به کردی: هِنامَه، به انگلیسی: HONAMEH)نام روستایی در استان خراسان شمالی است. این روستا از توابع شهرستان شیروان است.روستای هنامه در ۱۸ کیلومتری شمال شیروان واقع است که از شمال با ذاکرانلو و از جنوب با غارهای هنامه و باغان و از شرق با گدوگانلو و درّه اوغاز و از غرب با قلعه چه و قلجق ارتباط دارد. هنامه مرکز دهستان سیوکانلو شیروان است.این روستا از سه حصار «خان، زمانگ و همبر» تشکیل یافته که رودخا...

کلمات مرتبط

  • رودخانه هنامه
  • غارهای هنامه
  • قنات هنامه شیروان
  • برچی هنگامه
  • گل هنگامه
  • هناسه
  • هنگامه ساختن
  • هنگامه نهادن
  • هنگامه کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات