همیدون. [ هََ ] ( ق مرکب ) مخفف هم ایدون است یعنی همین دم و همین زمان و همین ساعت و هم اکنون. ( برهان ). اکنون. حالا : کنون کشتن رستم آریم پیش ز دفتر همیدون به گفتار خویش.فردوسی.سزد گر نیاری به جانشان گزندسپاری همیدون به من شان ، به بند.فردوسی.ز گردنده گردون نداری خبرکه اخگرْت ریزد همیدون به سر.فردوسی. || همچنین. نیز. هم. ( یادداشت مؤلف ) : همی رفت با او همیدون به راه بر او راز نگشاد تا چند گاه.ف...
فرهنگ عمید
همین دم، اکنون، همچنین: همیدون من از لشکر خویش مرد / گزینم چو باید ز بهر نبرد (فردوسی۱: ۱/۶۹۲ ).
فرهنگ معین
(هَ ) (ق . ) ۱ - اکنون ، همین دم . ۲ - هم چنین ، به این طریق .