معانی کلمه : همگونی
فرهنگ عمید
شبیه بودن.
مترادف و متضاد
تجانس
standardization (اسم)
طبقه بندی، متعارف سازی، همگونی، معیار گیری
فرهنگستان زبان و ادب
{assimilation} [زبان شناسی] فرایندی که ازطریق آن مشخصه یا مشخصه های یک واحد آوایی برای مطابقت با مشخصه یا مشخصه های واحد آوایی دیگرِ پیش یا پس از آن تغییر می کند
متـ . همگون شدگی
