Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : همش

تلفظ بین المللی : /hˈamaʃ/ تلفظ :‌ [h'amaS]
لغت نامه دهخداگویش مازنی
  • همش بور
  • همش تو فکر بمم
  • همشان
  • همشغل
  • همشهریان
  • همشو
  • همشکلی
  • همشکمان
  • همشیر
لغت نامه دهخداگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

همش . [ هََ م ِ ] (ع ص ) آنکه به انگشتان کارنیکو زودتر کند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

همش . [ هََ ] (ع مص ) نوعی از دوشیدن شیر. || گرد کردن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || فراهم آوردن . (منتهی الارب ). || گَزیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || سخن بسیار گفتن . || در یکدیگر درآمدن . (منتهی الارب ). || جنبش نمودن . (منتهی الارب ) (اقرب الموار...

گویش مازنی

۱همیشه – همواره ۲همه

/hamesh/ همیشه – همواره - همه

کلمات مرتبط

  • همش بور
  • همش تو فکر بمم
  • همشان
  • همشغل
  • همشهریان
  • همشو
  • همشکلی
  • همشکمان
  • همشیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات