معانی کلمه : همدل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
دو تن که دارای یک رٲی و اندیشه باشند، متحد، متفق.
فرهنگ معین
( ~. دِ ) (ص مر. ) ۱ - دارای یک رأی و اندیشه . ۲ - متفق ، متحد. ۳ - دوست جانی و صمیمی .
مترادف و متضاد
متحد، موافق، همراءی، یکرنگ

متحد، موافق، همراءی، یکرنگ