Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ همجه

تلفظ بین المللی : /hˈamdʒeː/ تلفظ :‌ [h'amdZe:]
لغت نامه دهخدا
  • همجهت
  • رایانش همه جاگاه
  • رمزگذاری همه یاهیچ
  • زبان شناسی همه زمانی
  • انجمن هماهنگی
  • ساعت هماهنگ جهانی
  • سلامت برای همه
  • سرفاصلۀ هماهنگ
  • شهر همه جاگاه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

همجة. [ هََ م َ ج َ ] (ع ص ، اِ) نوعی از مگس ریزه شبیه پشه که بر روی گوسپند و خر نشیند. || گوسپند لاغر. || مردم فرومایه ٔگول . || میش کلانسال . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ج ، همج . (منتهی الارب ). رجوع به همج شود.

( همجة ) همجة. [ هََ م َ ج َ ] ( ع ص ، اِ ) نوعی از مگس ریزه شبیه پشه که بر روی گوسپند و خر نشیند. || گوسپند لاغر. || مردم فرومایه ٔگول. || ...

کلمات مرتبط

  • همجهت
  • رایانش همه جاگاه
  • رمزگذاری همه یاهیچ
  • زبان شناسی همه زمانی
  • انجمن هماهنگی
  • ساعت هماهنگ جهانی
  • سلامت برای همه
  • سرفاصلۀ هماهنگ
  • شهر همه جاگاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات