معانی کلمه : همان
لغت نامه دهخدا
همان . [ هََ ] (اِخ ) دهی است از بخش خداآفرین شهرستان تبریز که 100 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).
فرهنگ عمید
اشاره به دور.
فرهنگ معین
(هَ ) [ په . ] ۱ - (ضم . ) آن چه که قبلاً ذکر شده . ۲ - آن چه که در خاطر گوینده و شنونده معهود است . ۳ - (ق . ) همچنان . ۴ - (ص . ) مساوی ، معادل ، یکسان .
گویش اصفهانی
تکیه ای: hamun
طاری: hamu
طامه ای: hamun
طرقی: hamun
کشه ای: hamun
نطنزی: hamun
مترادف و متضاد
نیز، هم
واژه نامه بختیاریکا
هم؛ هَمهو
