معانی کلمه : همارا
لغت نامه دهخدا
همارا. [ هََ ] ( ق ) همواره و همیشه. ( اسدی ). همواره و همیشه و دائم. ( برهان ) :
گزیده چهار توست بدو درج ها نهان
همارا به آخشیج همارا به کارزار.تو با من نسازی که از صحبت من
ملالت فزاید همارا و تاسه.رجوع به همواره و هماره و همار شود.
گزیده چهار توست بدو درج ها نهان
همارا به آخشیج همارا به کارزار.تو با من نسازی که از صحبت من
ملالت فزاید همارا و تاسه.رجوع به همواره و هماره و همار شود.
فرهنگ عمید
همواره#NAME?
= همواره
فرهنگ معین
(هَ ) (ق . ) همواره ، پیوسته .
