Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هما

تلفظ بین المللی : /hˈomɑ/ تلفظ :‌ [h'omA]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هادانشنامه اسلامی
  • هما امام زاده
  • هما میرافشار
  • هما دخت
  • هما دیس
  • هما بی
  • هما حسینی
  • هما خاتون
  • هما خاکپاش
  • هما دارابی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هادانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

هما. [ هَُ ] (اِخ ) میرزا صادق دیباچه نگار، از مردم مرو. (دانشوران خراسان ص 251).

هما. [ هََ ] (ع صوت ) هما واﷲ؛ به معنی اما واﷲ است . برای تحقیق تالی خود آید. تقول : هما ان زیداً عاقل ؛ یعنی درحقیقت او عاقل است . (منتهی الارب ).

هما. [ هَُ ] (ع ضمیر) ضمیر است برای تثنیه ٔ ...

فرهنگ عمید

پرنده‌ای با چثۀ درشت از تیرۀ لاشخورها و شبیه شاهین. Δ قدما می‌پنداشتند خوراکش استخوان است و سایه‌اش بر سر هرکس بیفتد به سعادت و کامرانی خواهد رسید و در میمنت و سعادت به ‌او مثل می‌زدند: ◻︎ غلیواج از چه میشوم است؟ از آنکه گوشت برباید / هما ایرا مبارک شد، که قوتَش استخوان باشد (عنصری: ۳۲۸).

پرنده ای با چثۀ درشت از تیرۀ لاشخورها و شبیه شاهین. &delta، قدما می پنداشتند خوراکش استخوان است و ...

فرهنگ معین

(هُ ) (اِ. ) ۱ - پرنده ای افسانه ای که به باور قدما اگر سایه اش بر سر کسی بیفتد آن شخص سعادتمند می شود. ۲ - نامی است از نام های زنان .

دانشنامه آزاد فارسی

هُما
رجوع شود به:هواپیمایی ملی ایران
wikijoo: هما

دانشنامه عمومی

به معنای سعادت,خوشبختی. اولین پادشاه زن ایرانی هما نام داشته است.

هما ممکن است یکی از موارد زیر باشد:هما (پرنده)، نام پرندههما (اسطوره)، پرنده ٔ اسطوره ایایران ایر مخفف هواپیمای ملی ایرانهمای دختر بهمن یا «همای چهرآزاد»، شاه ایرانگروه هتل های هما گروه هتل های هماکوه هما، آتشفشانی در کنیامیدان گازی هما، میدان گازی در جنوب ایرانباشگاه فوتبال هما، از باشگاه های فوتبال ایرانهما (الیگودرز)، روستا...

نقل قول

هما (اسطوره). پرنده هما در اسطوره های ایرانی جایگاه مهمی دارد و معروف است که سایه اش بر سر هر کس بیافتد به سعادت و کامرانی خواهد رسید به همین دلیل به مرغ سعادت معروف شده است.• «تو فَرِّ همایی و زیبای گاه // تو تاجِ کیانی و پشتِ سپاه»• «همای سپهری بگسترد پر // همی بر سرش داشت سایه ز فر»• «بپوشید رخشنده رومی قبای // ز تاج اندر آویخت پَرِّ همای»• «تا نبود چون همای فرخ کرکس // همچو نباشد به شبه باز ...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: homā) (در پهلوی به معنی فرخنده)؛ پرنده‌ای با جثه‌ای نسبتاً درشت از خانواده‌ی لاشخورها ، دارای بال‌های بلند ، دُم بلندِ لوزی شکل به رنگ خاکستری و یک دسته مو در زیر منقار . [هما به خوردن استخوان مشهور است و قدما می پنداشتند سایه‌اش بر سر هر کس بیفتد به سعادت می‌رسد و در بعضی منابع با عقاب تخلیط شده است] (در اعلام) هما در ' فروردین یشت ' اوستا دختر ' کی گشتاسب ' و خواهر اسفندیار است ؛ (همای) د...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی هُمَا: آن دومعنی یَسْتَغِیثَانِ: آن دو طلب کنند پناهشان دهد (کلمه یستغیثان از مصدر استغاثه است ، که به معنای طلب غوث ( پناه ) از خدا است . و معنای جمله "هُمَا یَسْتَغِیثَانِ ﭐللَّهَ " این است که : پدر و مادرش از خدا طلب میکنند که پناهشان دهد )معنی غَارِ: غار - شکاف کوه (سوراخ وسیعی است که در کوه باشد ، و مقصود از آن در "إِذْ هُمَا فِی ﭐلْغَارِ" غاری است که در کوه ثور قرار داشته ...

کلمات مرتبط

  • هما امام زاده
  • هما میرافشار
  • هما دخت
  • هما دیس
  • هما بی
  • هما حسینی
  • هما خاتون
  • هما خاکپاش
  • هما دارابی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات