معانی کلمه : هم پیمانی
لغت نامه دهخدا
هم پیمانی. [ هََ پ َ / پ ِ ] ( حامص مرکب ) هم پیمان شدن. بر سر کاری با یکدیگر عهد بستن.
مترادف و متضاد
confederation (اسم)
اتفاق، اتحاد، معاهده، هم پیمانی، هم عهدی
confederacy (اسم)
اتفاق، اتحاد، اتحادیه، هم پیمانی، پیوند
