Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ هم مادر

تلفظ بین المللی : /hˈam mˈɑdar/ تلفظ :‌ [h'am m'AdaR]
لغت نامه دهخدا
  • چند کلمه هم از مادر عروس بشنو
  • هم مادری
  • و مادرت را هم
  • ماتریس وردایی ـ هم وردایی
  • ماتریس هم ارز سطری
  • هم
  • هم آهنگی
  • هم اثر
  • هم اراسته کردن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

هم مادر. [هََ دَ ] ( ص مرکب ) دو فرزند که از یک مادر باشند. ( یادداشت مؤلف ) : به جز ابن یامین که با یوسف هم مادر بود. ( از قصص الانبیاء ). رجوع به هم پدر شود.

کلمات مرتبط

  • چند کلمه هم از مادر عروس بشنو
  • هم مادری
  • و مادرت را هم
  • ماتریس وردایی ـ هم وردایی
  • ماتریس هم ارز سطری
  • هم
  • هم آهنگی
  • هم اثر
  • هم اراسته کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات