Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هم جواری

تلفظ بین المللی : /hˌamdʒavˈɑri/ تلفظ :‌ [h,amdZav'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگستان زبان و ادب
  • با هم جاری شونده
  • هم جوار
  • پیوندهای دوگانۀ هم جوار
  • همبود هم جوار
  • اتاقهای هم جوار
  • جوانی هم عالمی دارد
  • جوانی هم بندان یوسف
  • سیاست حسن همجواری
  • همواری
لغت نامه دهخدافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

هم جواری. [ هََ ج ِ / ج َ ] ( حامص مرکب ) همسایگی یا هموطن بودن.
- حسن هم جواری ؛ به صلح و صفا با هم زیستن. رجوع به هم جوار شود.

فرهنگستان زبان و ادب

{juxtaposition} [زبان شناسی] قرار گرفتن واحدهای زبانی در کنار هم بی آنکه در آنها تغییری ایجاد شود

کلمات مرتبط

  • با هم جاری شونده
  • هم جوار
  • پیوندهای دوگانۀ هم جوار
  • همبود هم جوار
  • اتاقهای هم جوار
  • جوانی هم عالمی دارد
  • جوانی هم بندان یوسف
  • سیاست حسن همجواری
  • همواری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات