Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هم تنگ

تلفظ بین المللی : /hˈam tˈanɡ/ تلفظ :‌ [h'am t'ang]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • اجرت تنگ هم چیدن کالا
  • تنگ هم
  • تنگ هم چیدن
  • تنگ هم چینی
  • زبانۀ همتَن
  • همرنگ
  • همسنگ
  • همسنگی
  • همتگ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

هم تنگ. [ هََ ت َ ] ( ص مرکب ) موافق و برابر. ( غیاث ): قاسم صباحت و ملاحت و حسن او را با یوسف هم تنگ کرده. ( جهانگشای جوینی ). || هم عدل. هم لنگه. دو بار که با هم بر ستور بندند. ( از یادداشتهای مؤلف ). || همانند. شبیه :
بیداد بین که دور شب و روز می کند
با لعل تنگبار تو هم تنگ لاله را.
سیدحسن غزنوی.

فرهنگ عمید

۱. هریک از دو لنگۀ بار که با هم برابر و هم وزن است.
۲. [مجاز] هم سنگ، هم وزن، برابر.

کلمات مرتبط

  • اجرت تنگ هم چیدن کالا
  • تنگ هم
  • تنگ هم چیدن
  • تنگ هم چینی
  • زبانۀ همتَن
  • همرنگ
  • همسنگ
  • همسنگی
  • همتگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات