Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هم آشیان

تلفظ بین المللی : /hˈam ˈɑʃiˌɑn/ تلفظ :‌ [h'am 'ASi,An]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • هم اشیان
  • هم آشیانی
  • هم اشیانی
  • اشیاء هم قوه
  • شعبان همادیان
  • هم
  • هم آهنگی
  • هم اثر
  • هم اراسته کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

هم آشیان . [ هََ ] (ص مرکب ) دو مرغ یا حیوان که در یک آشیان زیست کنند، و به کنایه دو یار همنشین و همخانه را گویند : باز سپید با مگس سگ هم آشیان خاک سیاه بر سر بخت نژند او. خاقانی .میخواستمی کز این جهانم باشدچو توئی هم آشیانم . نظامی .اول شب نظاره گاهم نوروآخر شب هم آشیانم حور. نظامی .ما را نمی برازدبا وصلت آشنایی مرغی نکوتر از من باید هم آشیانت .سعدی ....

فرهنگ عمید

۱. دو پرنده که در یک آشیانه به‌سر ببرند.
۲. دو نفر که در یک خانه زندگانی کنند، هم‌خانه.


کلمات مرتبط

  • هم اشیان
  • هم آشیانی
  • هم اشیانی
  • اشیاء هم قوه
  • شعبان همادیان
  • هم
  • هم آهنگی
  • هم اثر
  • هم اراسته کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات