Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ هلاکو خان

تلفظ بین المللی : /holˈɑku xˈɑn/ تلفظ :‌ [hol'Aku x'An]
لغت نامه دهخدا
  • هلاکو خان مغول
  • لشکرکشی هلاکو خان به ایران
  • خدای جنگل و خانواده اش با شیر هلاک شده
  • هلاکوخان
  • قلعه هلاکوخان
  • هاکوب خاندانیان
  • هولاکوخان
  • قلعه هولاکوخان
  • هلاکو
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

هلاکوخان. [ هَُ ] ( اِخ ) قاجار قوینلو. بزرگترین پسر حسنعلی میرزا شجاع السلطنه و مادرش دختر مرتضی قلی خان عموی ناصرالدین شاه بوده است. وی مدتی در خراسان وکرمان و شیراز حاکم بوده و سپس به نجف رفته و در سال 1271 هَ. ق. درگذشته است. خط خوش داشته و در غالب کمالات مقام بلند یافته است. غزلی دارد بدین مطلع:تا بو که من خلاص کنم دل ز هجر یارقم یا غلام یک شط بغداد می بیار.( از مجمعالفصحاءچ سنگی تهران ج 1 ص ...

کلمات مرتبط

  • هلاکو خان مغول
  • لشکرکشی هلاکو خان به ایران
  • خدای جنگل و خانواده اش با شیر هلاک شده
  • هلاکوخان
  • قلعه هلاکوخان
  • هاکوب خاندانیان
  • هولاکوخان
  • قلعه هولاکوخان
  • هلاکو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات