معنی کلمه : هلاک امدن
لغت نامه دهخدا
( هلاک آمدن ) هلاک آمدن. [ هََ م َ دَ ] ( مص مرکب ) هلاک شدن. کشته شدن. مردن :
بسی دیو از تو هلاک آمده ست
ز تو مر مرا سر به خاک آمده ست.رجوع به هلاک ، هلاک شدن ، هلاک گردیدن و هلاک گشتن شود.
بسی دیو از تو هلاک آمده ست
ز تو مر مرا سر به خاک آمده ست.رجوع به هلاک ، هلاک شدن ، هلاک گردیدن و هلاک گشتن شود.
