Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هل

تلفظ بین المللی : /hˈol/ تلفظ :‌ [h'ol]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • هَل
  • هُل
  • هُلّ
  • هِل
  • هل دادن
  • هل دهنده
  • هل من مبارز
  • هل من مزید
  • هل بئیتن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

هل . [ هَِ ] (فعل امر) رجوع به هلیدن و هشتن شود.

هل . [ هَِ ل ل ] (ع اِ) نمودارهای ماه نو. (منتهی الارب ). استهلال ماه ، چنانکه گویند: اتیته فی هل الشهر. (اقرب الموارد). || (ص ) زن یک جامه پوشیده برای کار. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

هل . [ هَُ ] (اِ) آغوش و بغل . (برهان قاطع) : ای عشق خندان همچو گل ای خوش نظر چ...

فرهنگ عمید

۱. = هلیدن
۲. هلنده؛ گذارنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): سست‌هل.

فشار و نیرویی که برای حرکت دادن چیزی به جلو بر آن وارد می‌شود.
⟨ هل دادن: (مصدر متعدی) فشار دادن چیزی برای حرکت به جلو.

۱. درختی کوتاه با گل‌های ریز سفید شبیه گل باقلا که بیشتر در هندوستان به ‌ثمر می‌رسد و از سه‌سالگی به بار می‌نشیند.۲. میوۀ این درخت که کوچک، صنوبری، و به ‌اندازۀ بند انگشت است با پوست تیره‌رنگ...

فرهنگ معین

(هَ) [ ع . ] (از ادات استفهام ) آیا.

(هِ) (اِ.) میوه ای کوچک به اندازة بند انگشت با پوست تیره و دانه های خوش بو از درختی به همین نام .

(هِ ) (اِ. ) میوه ای کوچک به اندازة بند انگشت با پوست تیره و دانه های خوش بو از درختی به همین نام .
(هَ ) [ ع . ] (از ادات استفهام ) آیا.

دانشنامه آزاد فارسی

هِل (Elettaria cardamomum)هِلگیاهی با نام علمی Elettaria cardamomum از تیرۀ زنجبیل. علفی و دارای ریزوم پایا و مفصلی است که همه ساله شاخه های هوایی انبوه به ارتفاع چهار تا پنج متر از آن خارج می شود. گل های آن به صورت سنبله یا گرزن یک سویه اند. میوۀ آن به صورت پوشینۀ ناشکوفا و محتوی دانه های متعدد است. بوی دانه های درون میوه قوی و معطر و طعم آن ها مطبوع و بسیار معطر است. بیشتر در نواحی گرمسیری هند و...

دانشنامه عمومی

هِل میوه ای کوچک به اندازه بند انگشت با پوست تیره و دانه های خوشبو است. هل، میوه گیاهی از تیره زنجبیل هاست و انواع مختلفی شامل هل سیاه، هل سفید و هل سبز دارد که نوع سبز آن عطر تندتری دارد.Amomumهل (گیاه)هل یکی از چاشنی های معطر مورد استفاده در بعضی از غذاها، نان ها، شیرینی ها و به خصوص مرباها، هل است. هندی ها و پاکستانی ها و جنوب بلوچستان ایران بیشترین مصرف کننده های هل در جهان هستند.هل از نظر طب ...

گویش مازنی

۱عجله – شتاب ۲تکان

۱تپه ی کوچک ۲پشته ی خاک

/hol/ عجله – شتاب - تکان & تپه ی کوچک - پشته ی خاک

مترادف و متضاد

jostle (اسم)تنه، هل، تکانpush (اسم)تنه، هل، فشار، زور، فشار با سر، فشار به جلوcardamom (اسم)هلshove (اسم)تنه، هل، پرتاب...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی هَلْ: آیامعنی حِلٌّ: حلول کننده(حلول به معنای اقامت و استقرار در مکان است )معنی یُهْرَعُونَ: هجوم می آورند بطوری که یکدیگر را هل می دهند (از اهراع به معنای سوق دادن و به جلو هل دادن به شدت است)معنی دَّهْرِ: در اصل به معنای طول مدت عالم از اول پیدایش تا آخر انقراض آن بوده ، و در آیه شریفه "هل اتی علی الانسان حین من الدهر" به همین معنا است ، ولی بعد از آن هر مدت طولانی را هم دهر گ...

واژه نامه بختیاریکا

( هَل ) از گونه های بیماری
( هُل ) بی شاخ؛ خُل
( هُل ) خُل؛ خاک و خُل؛ خاکستر
( هُل ) جر مُلی؛ هُلُک؛ هُلُک دُلُک
( هِل ) هیل

کلمات مرتبط

  • هَل
  • هُل
  • هُلّ
  • هِل
  • هل دادن
  • هل دهنده
  • هل من مبارز
  • هل من مزید
  • هل بئیتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات