کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : هفتگانی
تلفظ بین المللی :
/hˌafteɡˈɑni/
تلفظ :
[h,afteg'Ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
محال هفتگانه
هفتگانه
شعایر هفتگانه مسیحی
قراات هفتگانه
جسدهای هفتگانه
اصول هفتگانه دین
درجات هفتگانه مهرپرستی
عجایب هفتگانه اوکراین
عجایب هفتگانه جدید
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
هفتگانی. [ هََ ] ( ص نسبی ) هفت تا هفت تا. آنچه هفت هفت تکرار شود : اگر دورهای هفتگانی هفت تمام بودی واجب کردی که روز بحران روز چهل ودوم و هشتادوچهارم بودی نه چهلم و هشتادم. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
کلمات مرتبط
محال هفتگانه
هفتگانه
شعایر هفتگانه مسیحی
قراات هفتگانه
جسدهای هفتگانه
اصول هفتگانه دین
درجات هفتگانه مهرپرستی
عجایب هفتگانه اوکراین
عجایب هفتگانه جدید
نظرات