معانی کلمه : هفت کار
لغت نامه دهخدا
هفت کار. [ هََ ] ( ص مرکب ) چیزی که در آن هفت رنگ بافته باشند. ( انجمن آرا ) ( برهان ) :
باز فراش چمن یعنی نسیم نوبهار
بر چمن گسترد فرشی از پرند هفت کار.
باز فراش چمن یعنی نسیم نوبهار
بر چمن گسترد فرشی از پرند هفت کار.
فرهنگ عمید
چیزی که در آن هفت رنگ به کار رفته باشد: باز فراش چمن یعنی نسیم نوبهار / بر چمن گسترده فرشی از پرند هفت کار (ابن یمین: ۵۵۰ ).
