Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هفت

تلفظ بین المللی : /hˈaft/ تلفظ :‌ [h'aft]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیمترادف و متضاد
  • هفت بخشی
  • هفت روز
  • هفت ستاره دب اکبر
  • هفت شخص نامدار
  • هفت ضلعی
  • هفت طبقه اسمان
  • هفت قلو
  • هفت پهلویی
  • هفت چیز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

هفت . [ هَِ ] (اِ) اندک خشکی را گویند که بعد از تری به هم رسد. (برهان ).

هفت . [ هَُ] (اِ) هر دمی باشد از آب و شراب و شربت و دوغ و امثال آن که فروکشند، و به ترکی قرت گویند. (برهان ).

هفت . [ هََ ] (ع اِ) گولی بسیار. (منتهی الارب ). حمق وافر. (اقرب الموارد). || زمین هموار نشیب . (منتهی الارب ). زمین مطمئن . (اقرب ال...

فرهنگ عمید

مقداری از آب یا آشامیدنی دیگر که به یک‌بار فرو‌دهند؛ جرعه.

۱. (ریاضی) شش به‌علاوۀ یک؛ عدد «۷».
۲. (موسیقی) [قدیمی] از شعبه‌های بیست‌وچهارگانۀ موسیقی ایرانی.

۱. (ریاضی ) شش به علاوۀ یک، عدد «۷».
۲. (موسیقی ) [قدیمی] از شعبه های بیست وچهارگانۀ موسیقی ایرانی.
مقداری از آب یا آشامیدنی دیگر که به یک بار فرو دهند، جرعه.

فرهنگ معین

(هِ) (اِ.) اندک خشکی ای که بعد از تری به هم رسند.

(هُ) (اِ.) دمی از آب ، شربت ؛ شراب و مانند آن ها که فرو کشند، جرعه ، قورت .

(هَ) [ په . ] (اِ.) عدد اصلی میان شش و هشت (7). ؛ ~ قلم آرایش کردن آرایش تمام ، بزک کامل . ؛ ~ پادشاه را خواب دیدن کنایه از: به خواب عمیق فرو رفتن . ؛ ~ کفن پوساندن مدت ها پیش مردن .

(هِ ) (اِ. ) اندک خشکی ای که بعد از تری به هم رسند. (هُ ) (اِ. ) دمی...

دانشنامه عمومی

هفت، هفتمین عدد از سری اعداد طبیعی است که ارزش ویژه یی در ادبیات و فرهنگ عامه دارد. و در موارد زیر به کار می رود:هفت (عدد)هفت (فیلم ۱۹۹۵) (se۷en) محصول کمپانی آمریکایی نیو لاین سینماهفت (ماهنامه) ماهنامهٔ فرهنگی هنری هفتهفت (برنامه تلویزیونی) برنامه ای هفتگی در صدا و سیمای ایران در ارتباط با هنر هفتم سینماwiki: احمد طالبی نژاد بود و مجید اسلامی سردبیری آن را برعهده داشت.«هفت». بانک اطلاعات نشریات ...

نقل قول

هفت فیلمی از دیوید فینچر، کارگردان امریکایی.• «همینگوی می گوید: 'دنیا جای خوبیست، ارزش جنگیدن را دارد'...من با بخش دوم موافقم...».سامرسِت در سکانس پایانی فیلم هفت.wikiquote: هفت هفت (برنامه تلویزیونی). هفت برنامه زنده تلویزیونی محصول شبکه ۳ سیما می باشد که به بررسی مسائل سینمای ایران می پردازد.• «باید از عوامل تهیه برنامه «هفت» تشکر کنم که در این مدت با من همراهی کردند، همچنین لازم است از مطبوعات...

گویش اصفهانی

تکیه ای: haf(t)
طاری: haf(t)
طامه ای: haf(t)
طرقی: haf(t)
کشه ای: haf(t)
نطنزی: haf(t)

مترادف و متضاد

hebdomad (اسم)
هفت، عدد هفت، شماره هفت، هفته

sept (اسم)
هفت

seven ()
هفت، هفتم، هفتمین

کلمات مرتبط

  • هفت بخشی
  • هفت روز
  • هفت ستاره دب اکبر
  • هفت شخص نامدار
  • هفت ضلعی
  • هفت طبقه اسمان
  • هفت قلو
  • هفت پهلویی
  • هفت چیز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات