هش دار. [ هَُ ] ( اِمص مرکب ) در اصل فعل امر از «هش داشتن » است اما به صورت اسم مصدر به کار میرود، مانند خبردار. - هش دار دادن ؛ خبر کردن. متوجه ساختن. رجوع به هش داشتن شود.
فرهنگ عمید
سخن، علامت، یا حرکتی که برای آگاهاندن و تنبیه به کار می رود، اعلام خطر، اخطار.
دانشنامه عمومی
هشدار (ترانه امینم). «هشدار» (به انگلیسی: The Warning) ترانه ای از هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا امینم است.
alarm (اسم)هشدار، اخطار، آژیر، اعلام خطر، هراس، اعلان خطر، اگاهی از خطر، شیپور حاضر باش، اشوب، بیم و وحشت، ساعت زنگیwarning (اسم)اگاه کردن، اشاره، هشدار، اخطار، اعلام خطر، اعلام، اژیر، تحذیر، زنگ خطرalarum (اسم)هشدار، اخطار، هراس، اگاهی از خطر، شیپور حاضر باش، اشوب، بیم و وحشت، از خطر اگاهانیدن...
واژه نامه بختیاریکا
تَپ رُه
فرهنگستان زبان و ادب
{alert service} [مهندسی مخابرات] خدماتی که با صدای زنگ تلفن در وقت مقرر و ازپیش تنظیم شده به مشترک هشدار می دهد {threat warning} [علوم نظامی] نشانۀ تصویری یا شنیداری یا حسی که بر خطری قریب الوقوع دلالت دارد