Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هستن

تلفظ بین المللی : /hˈastan/ تلفظ :‌ [h'astan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینواژه نامه بختیاریکا
  • هره هستن
  • هستنک
  • هستنوه
  • آن مردان و زنان خوب هستند.
  • همه از رفتار او ناراضی هستند.
  • انها در حال تماشا هستند
  • انها زنده هستند
  • ایا قهرمانان ما قادر به یافتن دوستشان که به طرز مرموزی در افریقا ناپدید شده هستند
  • این روزها بهترین روزهای زندگیمان هستند
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

هستن. [ هََ ت َ ] ( مص ) وجود داشتن و زیستن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

بودن، وجود داشتن.

فرهنگ معین

(هَ تَ ) (مص ل . ) ۱ - وجود داشتن ، موجود بودن . ۲ - وقوع داشتن ، حاصل بودن .

واژه نامه بختیاریکا

( هستِن ) پسوند آینده معادل ه شدن. مثلا کوهستن یعنی کوبیده شدن

کلمات مرتبط

  • هره هستن
  • هستنک
  • هستنوه
  • آن مردان و زنان خوب هستند.
  • همه از رفتار او ناراضی هستند.
  • انها در حال تماشا هستند
  • انها زنده هستند
  • ایا قهرمانان ما قادر به یافتن دوستشان که به طرز مرموزی در افریقا ناپدید شده هستند
  • این روزها بهترین روزهای زندگیمان هستند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات