معانی کلمه : هستار
دانشنامه عمومی
وجود، موجود
موجوديت، امور برخوردار از هستی، معادل entity
فرهنگستان زبان و ادب
{entity} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] هر دستگاه یا سامانه یا سامانۀ فرعی یا واحد عملکردی مستقل

وجود، موجود
موجوديت، امور برخوردار از هستی، معادل entity