Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هزینه

تلفظ بین المللی : /hazˈineː/ تلفظ :‌ [haz'ine:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • هزینه ای
  • هزینه عبور کشتی از سد بالابر
  • هزینه نگهداری و تعمیر
  • هزینه چیزی را قبول کردن
  • هزینه کسی یا چیزی را پرداختن
  • هزینه های اضافه
  • هزینه یابی صورت غذا
  • هزینه یابی منو
  • هزینه بر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

هزینه. [ هََ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) بر وزن و معنی خزینه باشد. ( برهان ). به این معنی ظاهراً مبدل خزینه و ممال خِزانه عربی است. ( از حاشیه برهان چ معین ) : اگر دیگران هزینه مال کنند تو خزینه اعمال کن... ( ملا حسین واعظ از حاشیه برهان چ معین ). || به معنی خرج هم هست که نقیض دخل باشد. ( برهان ) : چهارهزار درم حاصل کرد بیرون از هزینه و ضیعتی نیکو. ( تاریخ بیهقی ). و چهارهزار درم دیگر او را ده تا در وجه هز...

فرهنگ عمید

۱. خرج.
۲. آنچه در ازای رسیدن به مطلوبی تحمل می شود یا از دست می رود.

فرهنگ معین

(هَ نِ ) (اِ. ) خرج .

دانشنامه عمومی

هزینه شامل بهای اشیا یا خدماتی است که برای تحصیل درآمد مورد نیاز می باشد. به عنوان مثال: هزینه حقوق کارمندان، آب، برق، تلفن، درج آگهی در روزنامه، هزینه استهلاک اثاثه و ساختمان همگی بخشی از هزینه های یک موسسه می باشند.خرید بسیاری از اقلام دارایی مانند خرید ساختمان و اثاثه هزینه محسوب نمی گردد.واریز بدهی و پرداخت وجه به طلبکاران هزینه محسوب نمی گردد.برداشت نقدی صاحب موسسه از صندوق جزء هزینه جاری موس...

مترادف و متضاد

صرف، مصرف

انفاق، نفقه

خزانه، خزینه

خرج، خرجی، مخارج ≠ دخل

۱. خرج، خرجی، ، مخارج
۲. صرف، مصرف
۳. انفاق، ، نفقه
۴. خزانه، خزینه، ، ≠ دخل

expenditure (اسم)صرف، پرداخت، هزینه، خرج، بر امد، مصرفtab (اسم)حساب، صورت حساب، باریکه، برگ، هزینه، شمارش، جدول بندیcharge (اسم)حمله، مسئولیت، اتهام، بار، تصدی، وزن، هزینه، عهده، خرج، مطالبه، مطالبه هزینه، عهده داریco...

واژه نامه بختیاریکا

بَرج

فرهنگستان زبان و ادب

{charge} [حمل ونقل دریایی] مبلغی که برای حمل کالا و خدمات مربوط به آن پرداخت می شود
{cost} [مدیریت-مدیریت پروژه] ارزش پولی یا بهای انجام فعالیت ها و خرید تجهیزات و نصب تأسیسات پروژه

کلمات مرتبط

  • هزینه ای
  • هزینه عبور کشتی از سد بالابر
  • هزینه نگهداری و تعمیر
  • هزینه چیزی را قبول کردن
  • هزینه کسی یا چیزی را پرداختن
  • هزینه های اضافه
  • هزینه یابی صورت غذا
  • هزینه یابی منو
  • هزینه بر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات