معانی کلمه : هزیمت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
شکست لشکر، شکست خوردگی و پراکندگی لشکر.
فرهنگ معین
(هَ مَ ) [ ع . هزیمة ] (اِ. ) شکست لشکر، پراکندگی لشکر.
مترادف و متضاد
تاروماری، شکست، عقبنشینی، فرار، گریز، هزم
defeat (اسم)
شکست، هزیمت
decampment (اسم)
کوچ، هزیمت
