Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ هزاردرخت

تلفظ بین المللی : /hazˈɑrdarˌaxat/ تلفظ :‌ [haz'ARdaR,axat]
لغت نامه دهخدا
  • باغ هزاردرخت
  • روباه بازیگوش و هزار درخت ساکورا
  • بیمارستان هزارتختخوابی
  • هزاردستان
  • هزارچرخ
  • بلبل هزاردستان
  • هزارداستان
  • هزاردر
  • هزاردره
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

هزاردرخت. [هََ دَ / دِ رَ ] ( اِخ ) نام جایی بوده است در مغرب فارس. ابن بلخی در تعیین حدود کوره اصطخر گوید : حد این کوره از یزد تا هزاردرخت در طول و از قهستان تا تبریز در عرض. ( فارسنامه ابن بلخی ص 122 ).

کلمات مرتبط

  • باغ هزاردرخت
  • روباه بازیگوش و هزار درخت ساکورا
  • بیمارستان هزارتختخوابی
  • هزاردستان
  • هزارچرخ
  • بلبل هزاردستان
  • هزارداستان
  • هزاردر
  • هزاردره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات