معانی کلمه : هزارخال
لغت نامه دهخدا
هزارخال. [ هََ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان نوشهر که دارای 35 تن سکنه است. آب آن از چشمه ها و محصول آن غله است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
/hezaar Khaal/ از دهکده های حومه ی شهر کجور و نزدیک منطقه ی ناجر دشت و آبادی صالحان که خواجه وند نشین می باشدبقعه ی طاهر و مطهر و مدفن جلال الدوله کیومرث بن بیستون از پادشاهان پادوسبانی رویان در آن واقع است
