کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : هزار بد
تلفظ بین المللی :
/hˈezɑr bˈad/
تلفظ :
[h'ezAR b'ad]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
هزاربد
صدف هزاربیدق
عینک هزاربین
بومادران هزاربرگ
هزاربرگ
هزاربیشه
هزاردستان
بلبل هزاردستان
هزاربخیه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
هزاربد. [ هََ ب َ ] ( اِ مرکب ) در تشکیلات مرکزی حکومت ساسانی وزیر بزرگ را هزاربد می گفتند که به زبان پهلوی ساسانی هزارپتی میشود. ( از ایران در زمان ساسانیان تألیف کریستن سن ترجمه رشید یاسمی چ 2 ص 133 ).
کلمات مرتبط
هزاربد
صدف هزاربیدق
عینک هزاربین
بومادران هزاربرگ
هزاربرگ
هزاربیشه
هزاردستان
بلبل هزاردستان
هزاربخیه
نظرات