معانی کلمه : هریر
لغت نامه دهخدا
هریر. [ هََ ] (اِخ ) (لیلة الَ ...) رجوع به لیلةالهریر شود.
هریر. [ هََ ] (اِخ ) بقول ابن الندیم یکی از بلغای عشره ٔ ناس است . (یادداشت به خط مؤلف ).
هریر. [ هََ ] (ص ) به معنی کننده است که فاعل کردن باشد. (برهان ). مصحف یا مجعول است . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ).
فرهنگ عمید
۱. زوزۀ سگ، بانگ سگ از سرما.
۲. مکروه داشتن و ناپسند داشتن چیزی.
۲. مکروه داشتن و ناپسند داشتن چیزی.
