Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ هرموز

تلفظ بین المللی : /hˈarmuːz/ تلفظ :‌ [h'aRmu:z]
لغت نامه دهخدا
  • ادیوالدو هرموزا
  • راذ هرمز
  • رستم فرخ هرمز
  • زاد هرمز
  • شاد هرمز
  • فرخ هرمز
  • کاردیر هرمز
  • ناصر هرمزدی
  • هموزن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

هرموز. [ هَُ ] ( اِخ ) نام شهری است مشهور. ( برهان ). تلفظ قدیم نام جزیره هرمز. ( از حاشیه برهان چ معین ).بر نیم فرسنگ دریای اعظم است. جایی سخت گرم است و بارگه کرمان است. ( حدود العالم ). رجوع به هرمز شود.

کلمات مرتبط

  • ادیوالدو هرموزا
  • راذ هرمز
  • رستم فرخ هرمز
  • زاد هرمز
  • شاد هرمز
  • فرخ هرمز
  • کاردیر هرمز
  • ناصر هرمزدی
  • هموزن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات