Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هرشه

تلفظ بین المللی : /herˈeʃeː/ تلفظ :‌ [heR'eSe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • عین هرشه
  • جوئل هرشهورن
  • زبان هرزه
  • فیلم هرزه
  • کرکر و هرهر
  • لیسار و هره دشت
  • ادم فاسد و هرزه
  • ادم هرزه
  • از علف هرزه پاک کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

هرشه. [ هََ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) عشقه را گویند و آن گیاهی است که بر درخت پیچد و آن را به عربی حبل المساکین گویند. ( برهان ). لبلاب را گویند. ( جهانگیری ).

فرهنگ عمید

۱. عشقه، لبلاب.
۲. هر گیاهی که به درخت بپیچد.

فرهنگ معین

(هَ شَ یا ش ) (اِ.) چنگال .

(هَ ش ) (اِ.) عشقه ، هر گیاهی که به درخت بپیچد.

(هَ شَ یا ش ) (اِ. ) چنگال .
(هَ ش ) (اِ. ) عشقه ، هر گیاهی که به درخت بپیچد.

کلمات مرتبط

  • عین هرشه
  • جوئل هرشهورن
  • زبان هرزه
  • فیلم هرزه
  • کرکر و هرهر
  • لیسار و هره دشت
  • ادم فاسد و هرزه
  • ادم هرزه
  • از علف هرزه پاک کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات