Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ هراکل

تلفظ بین المللی : /harˈɑkal/ تلفظ :‌ [haR'Akal]
لغت نامه دهخدا
  • هراکلیتوس
  • هراکلا
  • هراکلس
  • هراکله
  • هراکلیت
  • هراکلید
  • هراکلید کومی
  • هراکلیوس
  • هراکلیان
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

هراکل . [ هَُ ک ِ ] (ع ص ) آکنده اندام از شتر و مردم . (منتهی الارب ). شتر یا مرد جسیم ضخم . (از اقرب الموارد).

هراکل . [ هَِ ] (اِخ ) پهلوان داستانهای یونانی است که به عقیده ٔ یونانیهای قدیم پس از مرگ نیم خدا گردید. (از ایران باستان پیرنیا حاشیه ٔ ص 581). هراکلس . هرکول . رجوع به هراکلس و هرکول شود....

کلمات مرتبط

  • هراکلیتوس
  • هراکلا
  • هراکلس
  • هراکله
  • هراکلیت
  • هراکلید
  • هراکلید کومی
  • هراکلیوس
  • هراکلیان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات