Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هراش هراش

تلفظ بین المللی : /harˈɑʃ harˈɑʃ/ تلفظ :‌ [haR'AS haR'AS]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • هراش
  • هراش قلع
  • هراش کردن
  • هراشی
  • کابلی هرا
  • تاریخنامه هرات
  • نخود هر اش
  • هراشهراش
  • روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

هراش هراش. [ هََ هََ ] ( ص مرکب ) به پاره های به درازا جدا شده و آویخته. ( یادداشت به خط مؤلف ). چاک چاک.

فرهنگ معین

(هَ هَ ) (ص . ق . ) پاره پاره ، چاک چاک .

کلمات مرتبط

  • هراش
  • هراش قلع
  • هراش کردن
  • هراشی
  • کابلی هرا
  • تاریخنامه هرات
  • نخود هر اش
  • هراشهراش
  • روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات