Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ هبقع

تلفظ بین المللی : /hˈabq1aʔ/ تلفظ :‌ [h'abq1a?]
لغت نامه دهخدا
  • هقعه
  • هباع
  • هباقع
  • هبع
  • هبعات
  • هبعان
  • هبعه
  • هبق
  • هبلع
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

هبقع. [ هَُ ق َ ] (ع ص ) مرد متکبر نادان . (معجم متن اللغة).

هبقع. [ هََ ق َ ] (ع ص ) کوتاه بالای گرداندام استوارخلقت سخت پی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کوتاه قد استوارخلقت . (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). ج ، هباقع.

هبقع. [ هََ ق َ ] ( ع ص ) کوتاه بالای گرداندام استوارخلقت سخت پی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الا...

کلمات مرتبط

  • هقعه
  • هباع
  • هباقع
  • هبع
  • هبعات
  • هبعان
  • هبعه
  • هبق
  • هبلع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات