Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ هامون کردن

تلفظ بین المللی : /hˌɑmun kˈardan/ تلفظ :‌ [h,Amun k'aRdan]
لغت نامه دهخدا
  • هاتون کرانزویک
  • هامون
  • هامون نورد
  • هامون آباد
  • هامون آباد مزیک
  • هامون اباد
  • هامون اباد مزیک
  • هامون بر
  • هامون دز
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

هامون کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خراب و ویران ساختن. با خاک یکسان کردن. با زمین برابر یا درهم کوفتن بلندیها و پست کردن : چنین گفت اکنون بر و بوم ری بکوبند پیلان جنگی به پی همه مردم از شهر بیرون کنندهمه ری به پی دشت و هامون کنند.فردوسی.و باره شهر که مدت چهل سال بود که تا لشکر ملاعین خراب و هامون کرده بودند. ( تاریخ سیستان ).کنم از کشتگان کشوَرْت ْ هامون به هامون بربرانم دجله خون.فخرالدین اسعد گرگ...

کلمات مرتبط

  • هاتون کرانزویک
  • هامون
  • هامون نورد
  • هامون آباد
  • هامون آباد مزیک
  • هامون اباد
  • هامون اباد مزیک
  • هامون بر
  • هامون دز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات